تبليغاتX
مشکاة

 

 

مشکاة
الله نور السموات والارض مثل نوره کمشکوة فيها مصباح



السلام علی الرئوس المتفرقة من الابدان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته اول اینکه :یادمون باشه زنده کردن یاد حسین (ع) فقط گریه نیست و عزای حسین (ع) فقط محرم نیست

                             کل یوم عاشورا                 کل ارض کربلا

ما عزای حسین(ع) رو زنده می کنیم با هزینه های زیاد اما انصافاْ حسین (ع) کجای زندیگیمونه؟

حسین(ع) خلعت شهادت رو به تن کرد برای حفظ اسلام  ، حسین (ع) برای زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر خونوادشو به قربانگاه برد.

برادرم ، خواهرم وظیفه امروز من و تو صرف گریه برای حسین (ع) نیست ، ما باید به حال خودمون اشک بریزیم، حسین(ع) از ما عمل می خواد نه گریه ؛سرتو بچرخون یه نگاه به دوروبرت بنداز ببین کجا کوتاهی کردی ،کردیم و کردند که وضع جامعه مون ،جامعه ای که یه روزی خیلی ها با عشق حسین(ع) خون نثارش کردند به اینجا کشیده شده .

بیا با یک گل بهار رو به خونمون برگردونیم ما هنوز خیلی دور نشدیم راه کربلا بازه صدای هل من ناصر ینصرنی امام رو نمی شنوی مبادا مثل خیلی ها که بیعت رو شکستند باشیم .

نذاریم تاریخ صفین دوباره تکرار بشه ، مالک اشتر چند قدمی پیروزیه....

 

 

 و نکته دوم :

برادر و خواهرم اگر مداح هستید برای رضای خدا از مقاتل معتبر استفاده کنید مثل لهوف (بجز قسمت اربعینش ) ، منتهی الامال ، نفس المهموم ، الارشاد شیخ مفید ،مقاتل الحسینیه ، مقتل مقدم ،مقتل مطهر و سوگنامه و... نه از کتابهایی که به زور می خواد اشک مردمو دراره (که الا ماشاءالله فراوونن) و چنان داستانهایی می گن که باور کردنی نیست و با هیچ منطقی جور در نمیاد از اون طرف آدمهای ناآگاه برچسب افسانه بودن رو به کربلا می زنن به خدا معرفت حسین خودش اشک میاره نیازی به دروغ نیست .

 

  عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است 

                                                               دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است



تولد تولد تولدت مبارک ، مبارک مبارک تولدت مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

                     

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

السلام علیک یا فاطمه معصومه (سلام الله علیلها)

 

سلام سلام سلام

خوبین ،خوشین ،سلامتین   خدا رو شکر من بعد از یه قرن اومدم ، خوشحال شدین ،نه!!!!!

تولد امام رضا جونم رو بهتون تبریک می گم و از خدا می خوام به همین زودی ها دستتون به پنجره فولاد برسه و سلام مخصوصتون رو به خواهر مهربون امام رضا (علیه سلام )،خانم فاطمه معصومه(سلام الله علیها) می رسونم .

                                                

راستی من خیلی فرصت ندارم (+کمی تنبلی) به روز شم اما به وبم سر می زنم نظراتتون رو می خوونم به وباتون یه سرکی می کشم (اگرچه معمولا نظر نمی نویسم) دیگه ۲۵ واحد درس و مباحثه و تحقیق و سیر مطالعاتی شهید مطهری و......

عیدتون مبارک امیدوارم عیدی هاتون رو بگیرید و توجه کنیم که در تاریخ ۸/۸/۸۸  ولادت امام هشتم یه  عنایت خاص به ما ایرانی هاست از جانب ولی نعمتمون امام رضا (علیه السلام)

واسه منم دعا کنین

یاعلی

 



طلسم گناه

یا غافرالخطایا

این متنی که الان براتون می ذارم از مطالب آخرهمین صفحه بود و چون یک سری مشکل ایجاد کرد مجبور شدم حذفش کنم ولی چون بسیار مفیده دلم نیومد دیگه نذارمش پس تقدیم به همتون :

                  

نامه جوان

« محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

 جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید.

 در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.

درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم.»     23/10/1355

                                                                                                    داود نور محمدی

 

 

 

 توصیه علامه به جوان

 

 

 

« السلام علیکم

 برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید.

 به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

 هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید.

 ان شاء الله موفق خواهید بود. »

والسلام علیکم

 محمد حسین طباطبایی


منبع:سایت حکایات الصالحین

یا علی گفتیم عشق آغاز شد

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

می خوام در مورد عشق بنویسم ،یعنی کسی که عشق جلوش کم می یاره و باید پادویی شو بکنه ؛

تبارک الله ،تبارک الله ،تبارک الله

خدا جونم چی خلق کردی ! واقعا"در خلقتش خدایی کردی ! انسان کامل ؛اسدالله الغالب ،علی بن ابی الطالب.

انسانی هزار بعدی، نمی خوام حرف تکراری بنویسم ولی هرچه فکر می کنم جمع شدن یکسری حالات و رفتارهایی که در ذهن همچون منی متضاد می یاد در یک نفر غیر ممکنه، بجز علی (ع).

شجاعت ،خشم در مقابل صبر ؛واقعا" چه کسی جز تو می تونست سکوت کنه ،صبر کنه ؛و یقین دارم که اگه به تنهایی و بدون هیچ کس فقط به یاری خدا اقدام می کردی تومارشونو در هم می پیچیدی ولی تو گذشتی مگه عشق چیزی جز گذشت و فداکارییه؟ که تو اونو در حد اعلا به انجام رسوندی .

نمی دونم اگه تو نبودی زمین به لمس کردن پاهای چه کسی به خودش می بالید و به عشق اون بقیه انسانها رو تحمل می کرد ، خدایا اون روز که به فرشته هات گفتی سجده کنند و بعضی ها سرپیچی کردند اگه از خلقت علی(ع) خبر داشت تا آخر عمر زمین، نه اصلا" اون شش هزار سال عبادتشو می داد و از تو عمری جاودانه طلب می کرد برای سجده به آدم ! اغراق نمی کنم اگه کمی در مورد شخصیت نازنین امام تحقیق کنی متوجه می شی چی می گم، علی(ع) حتی ناصبی ها رو هم شگفت زده کرده؛

به قول معاویه : زمین دیگر  کسی مانند علی(ع) رو به چشم نخواهد دید .

جرجی زیدان می گه : اگر بگویم علی (ع) برتر از عیسی(ع) است دینم اجازه نمی دهد ، اگر بگویم عیسی (ع) برتر از علی (ع) است عقلم اجازه نمی دهد.

امشب شب قدره مقدرات یکسال مون امشب نوشته می شه ، خدا یه واسطه درست و حسابی واسه مون گذاشته که تنها در خونش نریم ، پس از خدا بخوایم به حق همون رستگار به رب کعبه کمکمون کنه که رمضونی بمونیم.

التماس دعا


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه»

 زبان عاقل، پشت قلب او قرار دارد، و قلب احمق، پشت زبان او جاى گرفته است. (عاقل، با اندیشه سخن مى‏گوید و نادان بى‏فكر)

شرح:

انسان عاقل، وقتى بخواهد سخن بر زبان آورد، نخست به دل و اندیشه خود مراجعه مى‏كند، معنى آن سخن و نیكى یا بدى آن را با عقل و شعور خود مى‏سنجد، نتیجه‎ا‏ى را كه ممكن است از آن حاصل شود حساب مى‏كند، و هنگامى كه به درستى و خوبى سخن خود اطمینان یافت، آن را بر زبان مى‏آورد.

پس عاقل، قلب و اندیشه‏اش را بیش از زبانش به كار مى‏اندازد، و زبانش را پشت سر عقل و شعور خود نگاه می‎دارد.

اما احمق، بر عكس رفتار مى‏كند. یعنى هر سخنى كه به زبانش آمد، نسنجیده و بدون فكر و اندیشه بیان مى‏كند، و پس از آن كه سخن او، در دیگران، تأثیر بد گذاشت، تازه به فكر مى‏افتد كه آیا سخنش درست بوده یا نادرست.

یعنى احمق، نخست زبان خود را به كار مى‏اندازد و نسنجیده حرف مى‏زند، و بعد از آن، به قلب و عقل خود مراجعه مى‏كند و درباره نیك و بد سخن خود و نتیجه و حاصل آن مى‏اندیشد.

به همین دلیل است كه خردمندان، از قدیم گفته‏اند: سخنى كه درباره آن كاملا فكر نكرده‏اى، بر زبان میاور.

 



تولدت مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام

عید میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام) مبارک

ولادت کریم در ماه کریم با یه خدای کریم ؛ نور علی نوره

 ان شاءالله قدر این روزها و شبها رو بدونیم دوستان عزیز حواسمون باشه دست خالی از محضر امام مجتبی برنگردیم و دعا کنیم یک روز خیلی نزدیک با امام مهدی (عج) به زیارت ائمه بقیع (ع) بریم در حالی که عظمت گنبد و منارههای قبرستان بقیع هر دیده ای رو به حیرت واداره

                                                                                   ان شاءالله



توکلت علی الله

بسم الله الرحمن الرحیم  

داستان یه توکل ،یه اعتماد که نمی دونم اگه من در اون شرایط بودم حرف خدا رو می پذیرفتم یا نه!

ما ایرانی ها خیلی کلمه توکل بر خدا رو بکار می بریم اما اون هم مثل وقتی که کسی می میره  می گیم معاقبت هممونه و در عمل هیچ توجهی به مرگ نداریم، می مونه؛ بگذریم داستان رو اولین بار ماه رمضون 2-3 سال قبل از احسان علیخانی در ویژه برنامه دم افطار شنیدم و خیلی روم اثر گذاشت :                                 

 

                                                       

داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه بالا برود  او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برودشب بود و او رفت در بین راه  ابر روی ماه و ستاره ها را پوشاند ، شب بلندی های کوه را تماماً دربرگرفت ،همه چیز سیاه بود،و مرد هیچ چیز را نمی دید به سختی خود را به نزدیکی قله رساند چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد از کوه پرت شد، و در حالی که به سرعت سقوط می کرد در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد ، اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است، ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد فقط طناب او را نگه داشته بود بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:

- "خدایا کمکم کن"

ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده شد، جواب داد:

- " از من چه می خواهی؟ "

- ای خدا نجاتم بده!

- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟

- البته که باور دارم!

- اگر باور داری، طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن!

- طناب را پاره کنم؟مگر عقلم را ا زدست داده ام همین طناب مرا زنده نگه داشته ،نه پاره نمی کنم .

مرد تصمیمش را گرفته بود و با تمام نیرو به طناب چسبید

صبح روز بعد گروه امداد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کرد که بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود  

طبق گزارش گروه امداد : کوهنوردی درحالی که از یک طناب آویزان بود در فاصله 1 متری از زمین یخ زده است.  

 



دست خدا چه بوسیدنی است

نگاهت را که چرخانیدی مغازه حسین آقا نمایان شد. دوباره  دستت در جیبت فرو رفت ، اسکناس را در دستانت حس کردی، می خواستی رد شوی ، اما دلت نیامد ،اگر می رفتی بادلت چه می کردی ،ولی این تشنگی لعنتی امانت را بریده بود نفست به شماره می افتد،بی تاب میشوی، می نشینی ،طاقت برخاستنت نیست. ظهر است دیگر  . خورشید به کله آسمان رسیده است، نفس که می کشی حرم گرما وارد ریه هایت می شود، مناره های مسجد را می بینی  ؛ آب دهانت را قورت  می دهی ، لبانت خشک شده است. گفته بود مگر دیوانه ای که در این خورشید پزان می روی به مسجد  . گفتی : غنیمت است دیگر ، تمام توانت را جمع کردی ،وبا یک یا علی بلند شدی ، سر کوچه  مسجد که رسیدی مغازه آبمیوه فروشی حسین آقا  باز بود ، هنوز فرصت داشتی ،  وای خدا گرما بود و گرما ،کلافه ات کرده بود ، دستانت را که به جیبت رساندی اسکناس را لمس کردی ، خیالش وجودت را خنک کرد، گفتی می چسبد ، آنهم آب میوه های تگری  حسین آقا. هنوز چند قدمی  راه نرفته بودی ،  پیر مرد را دیدی، 

                                                                                                

 همیشه آنجا بود . به او که رسیدی چشمانت در چشمانش گره خورد، رنج و خستگی را در چشمانش دیدی ، انگار سالهاست که غبار غم بر چهره اش نشسته است ، مـادرت گفته بود : تنهاسـت ، هیـچ کـس را ندارد ، نگـاهـت را که چرخانیدی مغازه حسین آقا نمایان شد. دوباره  دستت در جیبت فرو رفت ، اسکناس را در دستانت حس کردی، می خواستی رد شوی ، اما دلت نیامد ،اگر می رفتی بادلت چه می کردی ،ولی این تشنگی لعنتی امانت را بریده بود ،به خودت که آمدی  پول را در کف دستان پیر مرد نهادی ، زبری دستانش را احساس کردی ، نگاهش کردی و با لبخند گذشتی ، به مسجد که رسیدی بانگ اذان بلند بود ، دستانت را در حوض مسجد فروبردی ، خنکی آب را احساس کردی ، نماز را که خواندی ، امام مسجد بلند شد و حدیثی خواند : پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود : صدقه پیش از آنکه  در دست فقیر قرار بگیرد در دست خدا قرار می گیرد . بنابراین دست صدقه دهنده ، دست خداوند را زیارت کرده است .تو بی خود شده دستانت را به لبانت رساندی و بوسیدی و گفتی دست خدا چه بوسیدنی است.

                                                                     



عقل بشر از درك عظمت رمضان عاجز است

 

قرآن چيست؟ فرقان چيست؟ عمر گذشت و ما به حقائق اين دين نرسيديم.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن، هدي للناس وبينات من الهدي و الفرقان

خود اين آيه كفايت مي كند براي كسي كه بفهمد چه ماهي در پيش است. در يك آيه خدا عظمت اين ماه را بيان كرده، به اين جهت ، اين ماهي است كه در اين ماه قرآن نازل شده. آن هم چه قرآني؟ بيّنات من الهدي و الفرقان.

در يك آيه دو عنوان است: هم قرآن، هم فرقان. كلمه فرقان شرح مفصلي دارد، كلمه قرآن هم شرح مبسوطي. قرآن چيست؟ فرقان چيست؟ عمر گذشت و ما به حقائق اين دين نرسيديم. اولا زمان ، ظرف است، خود زمان وآنچه در زمان واقع مي شود. اين دو بايد ملاحظه بشود. در ماه رمضان اين خصوصيت است كه اولا خود زمان، استثنائي است. رسول خدا در روايتي كه اهميتش به اين است كه خود آن حضرت خطبه خواند.

در جمعه آخر شعبان فرمود: قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة والرحمة والمغفرة. ماه خدا به سوي شما اقبال كرده. عنوان شهر الله است ماهي كه طرف اضافه اش اسم الله است درك عظمت اين ماه از عقل بشرِ عادي بالاتر است آن وقت مهم اين است كه همه اين عظمت ، تمام اين جلال كه پيغمبر فرمود: ايامش افضل ايام است شبهايش ، افضل شبهاست ساعاتش ، افضل ساعات است

 همه اين عظمت در اثر يك مطلب است و آن مطلب اين است

إنّا انزلناه في ليلة القدر وما ادراك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل امر سلام هي حتي مطلع الفجر

همه اين عظمت ، در اثر اين است كه در اين ماه، يك شب است و آن، شب تقدير است آن شب، همه اعمال، اعمال ، ارزاق مقدّر مي شود و تمام آن تقديرات بر وليّ أمر نازل مي شود و همه آن صحائف به امضاء صاحب الزمان مزيّن مي شود عظمت اين ماه در اثر آن شب است عظمت آن شب هم در اثر نزول قرآن است.

از اين مجلس بايد حداكثر استفاده را بكنيد اينها كه مي گويم با دقت گوش كنيد

جوهره همه مطالب در اين چند كلمه است. اولا قرآن را بايد شناخت. قرآن چيست؟ تجلي خداست اين است كه عقل مبهوت است تجلي كبرياء الهي در سرتاسر اين كتاب است هر آيه اي خزينه اي است اين خزينه، هفت بطن دارد در هر بطني چه خبر است؟ عباراتش براي عوام اشاراتش براي علما لطائفش براي أوليا حقائقش براي انبيا.

اگر كسي از جواني ، از دوران شباب قرآن بخواند و آن قرآن با گوشت و خون او ممزوج بشود اين جوان وقتي از دنيا برود حشرش مع السفرة الكرام البررة است يعني محشر او با ابراهيم خليل الرحمان است حشر او با موسي بن عمران است حشر او با عيسي بن مريم است اگر زن است، مخلوط بشود اين روح با قرآن حشر او با مريم بنت عمران است با صديقه كبرى دختر پيغمبر آخرالزمان است بعد كه در قيامت سر از خاك برمي دارد اگر تا حالا غفلت كرديد از حالا فرصت را غنيمت بشمريد در هر سني كه هستيد شروع كنيد به ترتيبي كه الآن گفته مي شود... مطلب به قدري مهم است كه رسول خدا... خوب دقت كنيد... فرمود اگر كسي در ماه رمضان يك آيه قرآن بخواند، ثواب يك ختم قرآن دارد يعني چه ؟ يعني در اين ماه اگر بگويي يس فقط، الم، در دفتر عملت ثواب يك ختم قرآن مي نويسند آن وقت يك ختم قرآن چي دارد؟ عقل مبهوت است

هر ختم قرآني ، دو مطلب تمام است يكي برائت يعني برات آزادي از آتش جهنم، يكي دعاي مستجاب. ماه رمضان اين جور منقلب مي كند آن وقت نتيجه اش اين است يك آدم در ماه رمضان يك ختم قرآن مي خواند آن ختم مي شود شش هزار و سي و خرده اي قرآن. يك ختم قرآن در اين ماه ين جور است منتها كاري كنيد كه اين برنامه ترك نشود چون اين بيان رئيس مذهب است آن هم از زبان اميرالمؤمنين آن هم وصيت به فرزندش محمد حنفيه، فرمود: قرآن عهد خداست، كاري كن كه هيچ روزي بر تو نگذرد مگر اين كه عهد خدا را بخواني حداقل پنجاه آيه، اگر سعادت پيدا كني ، بيشتر چه بهتر فاقرؤا ما تيسر من القرآن آن وقت اين قرآن چه مي كند، اثرش چيست؟ اگر اين روش عملي بشود

مرد و زن از امروز تصميم بگيريد هر ماه يك ختم قرآن بخوانيد آن وقت اثر چيست؟ اثر اين است: روز قيامت كه مي شود خدا دو حلّه به قامت اين شخص مي پوشاند تاج كرامت بر سرش مي گذارد خلد را به يك دستش مي دهد امر را به يك دستش مي دهد بعد به او مي گويند برو به بهشت يك آيه بخوان ، يك درجه بالا برو آن وقت نتيجه اش اين است كه همه مقامات بهشت تنظيم شده به عدد آيات قرآن. اگر اين برنامه را عمل كنيد، ممكن نيست در بهشت به آخر درجه نرسيد. اين مطلب اول . حالا عمده اين است. فقاهت در دين اين است كه آن ظرائف مطالب ديني فهميده بشود، اين حقائق در اخبار، منتشر است مجموعه اش اين است، حالا اين قرآني كه اين چنين است، اگر اين جور كه مي گويم بخوانيد همين قرآن منقلب مي شود به جوري كه عقل مبهوت است. آن چيست؟ آن اين است كه از اين تاريخ كه شروع كرديد به ختم قرآن در هر ماه نيتتان اين باشد كه من اين ختم را مي خوانم فقط براي امام زمان، اگر اين كار را بكني اثرش چيست؟ اثرش اين است كه طبق حديث تمامي كه همه مشايخ مثل شيخ مفيد ، مثل كليني ، مثل سيد بن طاووس نقل كرده اند جزاي آن كسي كه اين كار را بكند يعني ختم كند قرآن را براي امام زمان، كارش اين باشد ، اين است كه از امام زمان جدا نخواهد شد منتها كيست كه قدر اين نعمتها را بداند حالا. عمر گذشت تا حالا نفهميديم از حالا بفهميم شروع كنيد ختم قرآن براي او اثرش را كى مي فهميد؟ اثرش را آنجا مي فهمي... اگر يك دوره سال هر ماه يك ختم قرآن براي امام زمان كردي شب قدر كه دفتر عملت را نزد او مي برند وقتي نگاه كرد ديد كه تو يكسال هر ماه براي او يك ختم قرآن كردي آيا آن سليمانٍ عالم وجود كه تمام آنچه 124 هزار پيغمبر از مناقب داشتند همه در وجود اوست آيا او با تو جوان چه خواهد كرد؟

اينهاست كه از دست ما رفته اين گوهرهاست كه عمر گذشته است و ما نفهميديم. اين مطلب اول . قرآن آن هم قرآن فقط به اين قصد و به اين نيت، هديه به امام عصر قطب دائره امكان، آن كسي كه بيمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الأرض والسماء
وظيفه اين مملكت در 21 رمضان چيست؟ افسوس كه عمر گذشت، ما چقدر تقصير كرديم مردم عذر مي آورند كه روزه اند با روزه هيئات چه جور بيرون بيايد اي بيچاره ها ! قدر نعمت را بدانيد‌ اگر با آن زبان روزه بيرون بيايي و براي فرق شكافته او بر سر و سينه بزني وقت مردن خاتم انبياء سرت را به زانو خواهد گرفت اين نعمت ها از دست رفته

مطلب دوم اين است كه بايد بدانيد ماه رمضان چه اتفاق افتاده؟ اگر بخواهيد بفهميد همين كلمه بس است وقتي پيغمبر آن خطبه غرّاء را خواند راجع به ماه رمضان، يك مرتبه يكنفر از جا برخاست آن كه بود؟ آن كسي بود كه گفتني نيست كه بود!چه كرد! به كجا رسيد! آن يكنفري كه از جا برخاست و در مقابل پيغمبر در همچو وقتي حرف زد كه بود؟ امير المؤمنين.

از جابرخاست گفت يا رسول الله ! افضل اعمال در ماه رمضان چيست؟ پيغمبر جواب داد،فرمود : الورع من محارم الله، ورع از آنچه كه خدا حرام كرده،افضل اعمال اين است شكم از لقمه حرام چشم از نگاه به بيگانگان افضل مي شود ورع [از محرمات]. بعد از اين كلام گريه كرد. خب خاتم كه گريه كند ، 124 هزار پيغمبر ناله مي زند

وقتي اشك او از چشمش جاري بشود جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به خود مي لرزد وقتي قلب پيغمبر خاتم بشكند و اشك او جاري بشود عرش و كرسي و لوح و قلم مي لرزد گريه كرد،

 گفت يا رسول الله چرا گريه مي كني فرمود: ياعلي،

 گريه ام براي آن وقتي است كه در اين ماه، ضربت به فرق تو مي خورد اين ماه ، ماه همچو كسي است

حالا عاقلي بايد فكر كند واقعه اي كه هنوز اتفاق نيفتاده خاتم انبياء، قطب دائره وجود تاج سر اولين و آخرين براي فرق شكافته او گريه مي كند

فرمود : يا علي ! كسي كه تو را كشته مرا كشته بعد فرمود يا علي ! تو روح مني تو مثل جان مني تو از طينت مني يعني چه اين حرف ها؟ يعني عزاداري روز 21 ، عزاداري براي شخص خاتم است دسته هايي كه بيرون مي آيند براي شهادت خاتم انبياء بيرون آمدند معناي اين كلمه اين است: مجالسي كه منعقد مي شود، براي شخص پيغمبر خاتم است اگر بشريت بفهمد ، نه تنها شيعه براي علي روز بيست و يكم بر سر و سينه مي زند اگر آدميت بفهمد هر جا انسان است ، هر جا بشر است روز بيست و يكم براي علي سياه پوش است


  منبع:سایت اطلاع رسانی آیت الله العظمی وحید خراسانی



رمضان در سیره علما

                                                                                    

علامه طباطبایی و ماه رمضان          

یکی از فضلا  می‏گفت: به مرحوم آیت الله شهید مطهری عرض کردم که شما فوق‏العاده از علامه طباطبایی تجلیل می‏کنید. تعبیر «روحی فداه» را درباره ایشان به کار می‏برید، این همه تجلیل به خاطر چیست؟ ایشان فرمود: من فیلسوف و عارف، بسیار دیده‏ام و احترام مخصوص من به ایشان، نه به خاطر این است که او یک فیلسوف است، بلکه به این جهت است که او عاشق و دل‏باخته اهل بیت علیهم‏السلام است. علامه طباطبایی قدس‏سره در ماه رمضان، روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام افطار می‏کرد. ابتدا پیاده به حرم مطهر مشرّف می‏شد و ضریح مقدس را می‏بوسید. سپس به خانه می‏رفت و غذا می‏خورد. این ویژگی اوست که مرا به شدت شیفته ایشان کرده است.

همچنین آمده است علامه طباطبایی در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی، مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و دعا و مناجات بود. در طول راه که او را می‏دیدند، همواره ذکر خداوند سبحان را به لب داشت.

در جلسه‏های بحث و درس که شرکت می‏کرد، وقتی جلسه به سکوت می‏کشید، لب‏های استاد به ذکر خدا حرکت می‏کرد. به نافله‏ها مقید بود. حتی گاهی دیده می‏شد که در طول راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شب‏های ماه رمضان تا صبح بیدار بود و مقداری مطالعه می‏کرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و ذکر می‏گذراند

احوال سید مهدی قزوینی در ماه رمضان

در حالت‏های روحی عالم بزرگوار، سیدمهدی قزوینی آمده که رسمش این بود که نماز مغرب را در مسجد می‏خواند و مردم نیز اجتماع می‏کردند و بعد از آن نافله‏های آن را به‏جا می‏آورد. سپس به خانه می‏آمد و افطار می‏کرد. باز به مسجد برمی‏گشت و نماز عشا را با مردم می‏خواند. آن‏گاه نافله آن را نیز می‏خواند و بعد با جمعیت زیادی به خانه برمی‏گشت. پس از مدتی که آرام می‏شدند، یکی از قاریان شروع به قرائت قرآن می‏کرد و با آهنگی بلند و دل‏نواز، آیه‏هایی از کتاب خدا را می‏خواند؛ آیه‏هایی که در «تحذیر» و «ترغیب» و موعظه بود. لحن صدای قاری به گونه‏ای بود که سنگ گران را ذوب و قلب‏های سخت را نرم می‏کرد. آن‏گاه دیگری می‏آمد و از مصایب حضرت ابی عبدالله‏الحسین علیه‏السلام می‏گفت. بعد از آن، یکی از بزرگان صالح دعاهای ماه مبارک رمضان را می‏خواند و دیگران نیز به پیروی از او می‏خواندند تا موقع صرف سحری می‏شد که پراکنده می‏شدند و هرکدام به خانه و جایگاه خود می‏رفتند.

ادراک شب قدر

آورده‏اند که محمدابراهیم کلباسی که از معاصران میرزای قمی و سید شفتی و از شاگردان بحرالعلوم است، شب قدر را با عبادت کامل درک کرد؛ زیرا به مدت یک سال شب تا صبح عبادت کرد و شب قدر نیز از شب‏های سال بیرون نیست.                                                   

روزه در سیره آیت الله بروجردی

 

 

سالی که آیت‏الله بروجردی از دنیا رفت، پیش از ماه رمضان، پزشک ایشان سفارش کرد که ماه رمضان امسال روزه نگیرد. ایشان فرمود: «من از آن وقتی که خودم را شناخته‏ام، حتی یک روز هم روزه‏ام را نخورده‏ام و نمی‏خورم؛ چون نه مریض شده‏ام و نه مسافرت رفته‏ام».

زمانی که حضرت آیت‏الله بروجردی در بروجرد بود، نذر کرد که اگر خشم خود را کنترل نکند و به مردم تندی کند، یک سال پشت سر هم روزه بگیرد.

روزی هنگام مباحثه علمی با یکی از شاگردان خود بر اثر اینکه شاگردش سخنانی ناشایست می‏گفت، تاب نیاورد و به او تندی کرد و نذرش شکسته شد. بعد یک سال پشت سر هم روزه گرفت تا نذرش را ادا کند. روایت‏کننده این حکایت می‏گوید: در اینجا به یاد سخن امام سجاد علیه‏السلام افتادم که در مقام دعا به خدا عرض می‏کند:

وَ لا تَرْفَعْنی فی النّاسِ دَرَجَةً اِلاّ وَقَدْ حَطَّطْنی عِند نَفْسی مِثلَها.

خدایا مقام مرا در میان مردم بالا مبر، مگر اینکه به همان اندازه مقامم را نزد خودم پایین بیاوری.

لذت معنوی کم خوری

مرحوم فاضل تونی از عالمان بزرگ شیعه، می‏گوید:

سالی در مشهد مقدس مشغول تحصیل بودم. در ماه مبارک رمضان آن سال فقط سه سحر با نان و ماست به سر بردم و بقیه را بر اثر تنگ‏دستی با نان و پیاز گذراندم، ولی صفای باطن و لذت معنوی و روحی را در همان سال یافتم.



آداب ميهمانى الهى

آداب ميهمانى الهى را مى‏توان به سه دسته تقسيم كرد:

1- آدابى كه توجه و پايبندى به آنها، شرط حتمى براى ورود به ميهمانى الهى است. اين دسته، عبارت است از پرهيز از مفطِرات روزه1 به قصد قربت .

جايگاه بررسى اين دسته از آداب(احكام)، فقه است و چون «رساله‏هاى عمليّه» آنها را به نحو مبسوط بيان كرده‏اند، نيازى به طرح تفصيلى اين مباحث در اين مجموعه نيست .  

2- آدابى كه رعايت آنها، شرط ضرورى براى بهره‏بردارى انسان از اين ضيافت الهى در جهت تجديد حيات معنوى خويش و رسيدن به تكامل روحى است .

آنچه جامع همه آداب اين دسته است، پرهيز از محرّمات الهى است. از اين رو، در گزارش خطبه معروفى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) در آستانه ماه رمضان فرمود، آمده است كه امام على (عليه‏السلام) در اثناى آن پرسيد:

يا رَسولَ اللهِ، ما أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ؟ اى پيامبر خدا! بهترينِ كارها در اين ماه چيست؟

پيامبر خدا پاسخ داد:

الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللهِ2؛ «پرهيز از محرّمات الهى.»

در تبيين پاسخ پيامبر، مى‏توان گفت كه گناهان، آفاتى هستند كه حيات معنوى انسان را تهديد مى‏كنند و مانع شكوفايى آن مى‏شوند.

از اين رو ، با وجود گناهان ـ كه مانع رشد معنوى انسان‏اند ـ روزه هرگز نمى‏تواند موجب تحوّل معنوى در انسان شود. بنابراين، روزه‏دارِ مبتلا به آفت گناه، از روزه‏اش بهره نمى‏برد و به تعبير پيامبر خدا:

گناهان، آفاتى هستند كه حيات معنوى انسان را تهديد مى‏كنند و مانع شكوفايى آن مى‏شوند.

رُبَّ صائِمٍ حَظُّهُ مِن صِيامِهِ الجوعُ وَ العَطَشُ، و رُبَّ قائِمٍ حَظُّهُ مِن قِيامِهِ السَّهَرُ3

چه بسا روزه‏دارى كه بهره‏اش از روزه خويش، گرسنگى و تشنگى است و چه بسا نمازخوانى كه بهره‏اش از سحرخيزى، بيدار ماندن است!

امام على (عليه‏السلام) نيز در اين زمينه مى‏فرمايد:

كَم مِن صائِمٍ لَيسَ لَهُ مِن صِيامِهِ إلاَّ الجوعُ وَ الظَّمَأُ ، و كَم مِن قائِمٍ لَيسَ لَهُ مِن قِيامِهِ إلاَّ السَّهَرُ و العَناءُ ، حَبَّذا نَومُ الأَكياسِ و إفطارُهُم4

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى، بهره‏اى ندارد و چه بسا نمازخوانى كه از نمازش جز بيدارى و رنج، بهره‏اى نمى‏برد . خوشا خواب و خوراكِ خردمندان هوشيار!5

بنابراين، پرهيز از مفطِرات روزه، شرط ورود به ميهمانى الهى است و پرهيز از گناهان، شرط بهره‏ورى از بركات آن .

3- آدابى كه مراعات آنها، شرط رسيدن به بهره‏ورى كامل از ميهمانى الهى است. اگر از بخش سوم، باب اوّل را استثنا كنيم، ابواب ديگر اين بخش به اين دسته از آداب مى‏پردازند. تلاش شده تا همه عناصرى كه در متون و منابع اسلامى، به تحقّق اين نوع بهره‏ورى از ميهمانى الهى نقش دارند، گردآورى شوند؛ ليكن بايد توجه داشت كه اينها آداب استحبابى‏اند و هر كس مى‏تواند به اندازه توان و حال و فرصتى كه دارد، از آنها بهره‏مند گردد.

 

برگرفته از کتاب ماه خدا، محمدي ري شهري


1- مفطِرات روزه، عبارت‏اند از: خوردن و آشاميدن، جِماع (آميزش)، استمنا، دروغ بستن به خدا و پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) و امامان معصوم(عليهم‏السلام)، رساندن غبار غليظ به حلق، فرو بردن تمام سر در آب، باقى ماندن بر حال جنابت يا حيض يا نفاس تا اذان صبح، اماله كردن با چيزهاى روان، قى كردن عمدى .

2- براى آگاهى از متن كامل حديث و منابع آن ر . ك : ص 160 ح 218 و ص 244 ح 263 .

3- الأمالى، طوسى، 166/ 277، فضائل الأشهر الثلاثة، 144/158، بحارالأنوار، 96/ 289/4؛ سنن ابن ماجة، 1/539/1690، سنن الدارمى، 2/757/2620، مسند ابن حنبل، 3/307/8865، السنن الكبرى، 4/ 449 / 8313 ، المعجم الكبير، 12/292/13413، كنز العمّال، 3/473/7490 و 7491 .

4- نهج البلاغة، حكمت 145، خصائص الأئمة عليهم‏السلام، 104، روضة الواعظين، 383، بحارالأنوار، 96/ 294/ 22 .

5 - مقصود از «هوشياران» در اين جا، عالمان عارف‏اند؛ چرا كه عبادت آنان، با عقايد صحيحشان، مطابق است (شرح نهج البلاغه، 18/ 334) .